از سرشب که آمدم خانه ، شروع کردم به خوردن. اول نارنگی پوست نازکی را خوردم که ازدرون ظرف میوه ها به من لبخند میزد. بعد رفتم سراغ عدس پلویی که از غذای ظهر بچه ها مانده بود. نفهمیدم چطوری تمام شد؟ بعد سراغ انار دون کرده ای رفتم که سرخ سرخ در انتظار من بود . چشمهایم همه جا را میکاوید. نان سوخاری ای یافتم و با یک لیوان شیر بالا رفتم. تازه شیر را که خوردم فهمیدم از اول هم گرسنه ام نبوده است.
دردم چه بود ؟ از آن می گریختم. یاد مسابقه شطرنجی افتادم که در سری دوم دانشگاه در آن شرکت کرده بودم. آنقدر محکم و با اعتماد به نفس پشت میز اولین بازی نشستم که نگو. بعد از پانزده حرکت احساس خفگی کردم. در دامی افتاده بودم که از آن هیچ گریزی نداشتم. دستهای حریف لحظه لحظه بر دور گردنم بیشتر فشرده شد و تمام.
حکایت بازی دوم هم مشابه بود. از مسابقه ها کنار رفتم. در چهره حریفانم نگریسته بودم و چیزی نفهمیده بودم. مگر من نبودم که دسته دسته حریفانم را در کمترین زمان از میدان به در میکردم؟ شب خوابم نبرد. چه می اندیشیدم و چه شد؟ سیلی واقعیت سنگین بود. من در ذهنم به پانزده سال پیش برگشته بودم. در این مدت به جزء گاهگاهی بازی نکرده بودم. اما رقیبانم چه؟ آنها در آن مدت که من به هزار کار دیگر مشغول بودم، یاد میگرفتند و به پیش می رفتند. من ایستاده بودم، آنها نه. خیلی فکر کردم. نمی خواستم شطرنجباز شوم. پس ،از آن به بعد در هیچ مسابقه دیگری شرکت نکردم.
حالا دوباره زایمانی دیگر. می زایی یا سقط می کنی؟ راحت تر آن است که سقط کنی. نه ماه به دل کشیدن سخت است. باید با حالات این جنین کنار بیایی. دل بهم خوردگی اولش تا اشتهای تمام نشدنی حتی به چیزهایی که هیچگاه دوست نداشته ای. بعد ذره ذره باید بارورش کنی. مراقب خوردنت باشی، راه رفتن ات ، خوابیدن ات و حتی نفس کشیدنت. این موجود با تو گره خورده است. در هر قدم با توست. کم کم وجودش را بیشتر حس می کنی. می توانی نفس کشیدن اش را بفهمی . گاهگاه لگد میزند. با تو و در درون تو بزرگ و بزرگ تر می شود. تازه روزهای سخت تر پیش رو ست . روزهایی که راه رفتن ات سخت می شود. بعد شکمت آنقدر بزرگ می شود که دیگر نمی توانی راحت بخوابی. باید هر یک ساعت به طرفی یله شوی تا کوچولویت آرامش اش به هم نخورد. تا فارغ شوی. خیلی راه است.
مهم تر از همه این است که صبور باشی. این کودک را نارس نمی توان زایید. باید ذره ذره شکل بگیرد. از وجودت، خونت او را غذا می دهی. وقتش که برسد خواهی دید که اشتیاق خودش برای آمدن از تو بیشتر خواهد بود. تو زایمان خواهی کرد و کوچولویت را در دستهایت خواهی گرفت.آن هنگام همه دردها و رنج های این مدت از یادت رفته است. این کودک توست. از آن توست.
حالا بار دیگر می زایی یا سقط می کنی؟ جنین نوشتن را می گویم .
بیست و دوم آذر 89
بیست و دوم آذر 89
بنده که شغلم پزشکی است چند کلمه را هر چند شما شاید هم بی ربط بدانید توضیح میدهم
پاسخ دادنحذفاول چند لغات انگلیسی راجع به نوشته های شما در مورد زایمان و سقط . -
bear تحمل کردن . حمل کردن . حامله بودن
abort تحمل نکردن . سقط کردن .
conception نتفه بستن . حامله شدن
contraceptive ضد حاملگی . یعنی کلمه ی کنترا معنی برعکس می دهد مثلا cantrary یعنی برعکس . conterpart طرف مقابل و نیز partium زایمان که از کلمه ی part یعنی جدا شدن و نیز کلمه ی labor یعنی حمل کردن . کار سخت یعنی حاملگی
و در اخر نویسنده و داستان نویس باید همچون مریمی باشد که وقتی که با خداوند ازدواج می کند و خداوند خودش را بر بکارت حسن مریم می زند مریم ابستن حضرت عیسی میشود که مرده ها را زنده می کند و نیز قلم نیز باید توتم باشد و مثل مریم روح القدس باشد که از تراوشاتش عیسی هایی بزاید وقتی که نوزاد از مادر زاییده می شود سلول ها با رودی از اشک خون او را بدرقه می کنند تا از ان دنیای جنینی وارد دنیای وسیع این جهان بشود و جالب این است که این جنین باید از کانال تنگ عبور بکند تا سالم باشد و از اول زندگی رنج و سختی را بیاموزد چه بسا نوزادانی که با سزارین و راحت متولد شده اند هم در اول زندگی و هم در اخر زندگی ممکن است دچار مشکلات بشوند در پزشکی هم یک مقدار مایعی در درون ریه های نوزاد وجود دارد که در موقع عبور از کانال تنگ این اب برطرف میشود که اگر بماند موجب تنگی نفس نوزاد بعد از تولد میشود و در ضمن abort به معنی کار نافرجام را گویند مثلا abortivwork یعنی کار ناتمام و دراخر این که زایمان اول از شکست به اشکم است زایمان دوم از شکست عالم است
یعنی انسان دو زایمان دارد
تمامی مادران روزی بارشان را بر زمین میگذارند، اما مهم کنار آمدن با این بار در دوران بارداریست.
پاسخ دادنحذفاگر صبور، دلبسته وهدفمند عمل کنند، این دوران با تمامی سختیهایش زیبا وبیادماندنی خواهد بود ونتیجه اش
شیرین.اماکم صبری، سستی و بی توجهی منجر به همان سقط خواهد شد
این حمل برای تو مادر با نشاط وهدفمند شیرین است.
موفق باشی.
ممنون از دکتر سیفی عزیز هم به خاطر اطلاعات علمی که دادند وهم با تمثیل قرار دادن خدا و مریم ایده های زیبایی دادند که حتما در نوشته نهایی قابل استفاده است.
پاسخ دادنحذفبه قول مولوی جنین کارش خون اشامیدن خون مادر و تعصبی است و وقتی که تا خام است از طریق جفت به مادر چسبیده است و وقتی که به حد استقلال می رسد مثل برگ درخت که در حالت خامی به درخت چسبیده است در نه ماهگی از مادر جدا می شود . توصیح اینکه کلمات obsteteic به معنی حامله بودن مشابه کلمات obstacl و obstetric به معنی انسداد و محدودیت است و وقتی که از حالت محدودیت خارج شد به فضای باز قدم می گذارد و حتی مادر پس از مدت چندین ماه شیر دادن بنابه به مصلحت نوزاد و دادن استقلال عمل به ان حتی با زور هم شده نوزادش را از شیر می گیرد تا خودش بتواند مستقل زندگی کند و داستان شما هم باید این مراحل را پشت سر بگذراند و داستان شما و نیز احساسات شما باید مثل سحاب بارور شود و بر کویر های تفتیده و تشنه ببارد و طبق قانون بقا طبیعت به جنین هایی اجازه ی رشد می دهد که از هر لحاظ متوسط باشند یعنی هم جنین های نارس و کوچک و هم جنین های بزرگتر از حد طبیعی امکان بقایشان کمتر است یعنی طبیعت متوسط ها را انتخاب می کند و در پایان اینکه با چند شعر حسن خطام جملات مذکور است
پاسخ دادنحذفگهواره های خستگی از حرکت باز ایستاده اند
و خورشیدی از اعماق کهکشان های خاکستر شده را روشن می کند
فریاد های عاصی اذرخش هنگامی که تگرگ در بطن بی قرار ابر نطفه می بندد
و درد خاموش وار تاک هنگامی که غوره خرد در انتهای شاخسار پیچ پیچ طولانی جوانه میزند
من برمیخیزم چراغی به دستم
چراغی در برابرم
زنگار دلم را سیقل می دهم و ایینه ای در برابر ایینه ات میگذارم تا از تو ابدیتی بسازم
موفق باشید
دو موضوع را مخلوط... کردم
پاسخ دادنحذفاتصال بین دو بخش خوب کار نشده (شطرنج و زایمان)
چه گذشتن سریع در مورد هر چیزی وهرنمادی!
سقط کنی بهتر است ازاینکه یک معلول به دنیا آید….!
راحت تر آن است که سقط کنی.همانطور که گفتی ! جنین نوشتن را می گویم…
راجع به نظر مصطفی باید بگویم:میتوان از ابتدا در خود جنینی نداشت ،ولی وقتی در خودت این جنین را داری و شور واشتیاق بارور کردنش هم با تو هست،پس چه باک از روزهای سخت .همواره سقط کردن ساده ترین راه است ولی درست ترین راه نیست.البته من چون قصد حفظ این جنین را دارم حتما از همه امکانات موجود استفاده خواهم کرد.از یاری دوستان در امور تا تحت نظر پزشک بودن و حتما زایمان را زیر نظر او انجام خواهم داد. برخلاف شطرنج که پس از شکست انگیزه ای برای ادامه اش نداشتم،حالامطمئنم که میخواهم این راه را تا آخر بروم وحتما باید پیگیری ام در حد اعلا باشد.در مورد ارتباط دو بخش هم باید بگویم نقطه گرهی اش این بود که همه ما برای رشد در هر زمینه ای نیاز به یادگیری داریم ونمیتوانیم بدون زحمت وتلاش مستمر به اهدافمان برسیم.ممنون
پاسخ دادنحذفنوشتن را متوقف نکن!
پاسخ دادنحذفاگر این جنین سقط شد، در مورد آن نگران نباش!
عشق دوباره برای جنین خوب… به زودی!
مصطفی
توضیح اینکه بر طبق انتخاب طبیعی جنین های نا هنجار خود به خود طبق مکانیسم ایمنی بدن دفع میشوند یعنی جنین سقط میکند و جنین های نارس که همان میوه کال هستند قدرت زندگی کردنشان کمتر است و نیز جنین های پست ترم نیز امکان زنده ماندنشان کمتر است البته بگذریم از اینکه یک عده نوابغ نیز پره ترم هستند به قولی سپیده تو را پیشتر زان دمید که خروس ها بانگ سحر کنند! و پست ترم ها نیز چون از زمان عقب مانده اند امکان زندگی شان کمتر است و درضمن با سونوگرافی های مدرن و چتد بعدی که به مثابه پیش بینی کننده ها و نوابغ جامعه هستند اینده جنین را پیش بینی میکنند و جنین قبل از انکه زمان از ان بگذرد و زمان عقب بماند باید مثل میوه رسیده چیده شود چون بعد از ان باعث گندیدگی میشود وانگهی مسئله اساسی بعد از تولد نوزاد است که باید مراقبت کامل شود و نیز واکسیناسیون صورت گیرد و درضمن در ابتدای تولد اکسیزن کافی به ریه و سلول های جنین برسد که اگر هر چیزی و مانعی جلوی رسیدن اکسیزن سالم به سلول ها را بگیردامکان اختلال در نوزاد بیشتر است ! و این نوزاد باید از شیر مادر خودش بخورد و مثل بشکه ای نباشد که با سکوت دردناک نظاره گر انداختن ات و اشغال به درون خودش باشد وباید مهارت های زندگی و قدرت تطابق و پویایی را داشتته باشد و نیز قدرت نه گفتن را نیز از نظر روانشناسی بیاموزد
پاسخ دادنحذف