۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

سرعت

دنده را خلاص کرده و به کیلومتر شمار نگاه میکنم روی 222 است. سرعت 80است و بازی آغاز می شود. با یک اتومبیل خلاص چند کیلومتر می توان رفت؟ در یک آزاد راه درون شهری نمی توان سرعت را از حد خاصی بیشتر کرد. وسایل نقلیه کند رو زیادند و تازه درست در وسط راه یک چراغ قرمز است. این دیگر به شانست مانده است که وقتی به چراغ می رسی سبز باشد یا قرمز؟ اگر قرمز باشد که کارت تمام است و بازی را باخته ای.
 کیلومتر شمار 223 را نشان می دهد. بهترین رکوردم تا به حال پنج ونیم کیلومتر بوده است. همیشه شنیده ام که می گویند با ماشین خلاص رانندگی خطرناک است. ترمز در این حالت چندان مطمئن نیست و ماشین بیش از حد سنگین می شود و رها. سرعت ماشین به 60 رسیده است .جاده شیب ملایمی دارد  .حالا وارد یک زیر گذر می شوم؛ سرعت از 60 بالا می رود و  به 80 می رسد، موقع بالا آمدن عقربه های سرعت معکوس حرکت می کنند و   به 50 می رسند.
  کیلومتر دوم هم طی شده است. چراغ از دور دیده می شود، سبز است. مجبورم با همین سرعت حرکت کنم . کم کردن سرعت شانس عبور از چراغ را کاهش می دهد. حالا نارنجی می شود و بعد قرمز. 500 متری مانده است ، سرعت ماشین به 40 رسیده است تقریباً 100 متری مانده ؛ چراغ دوباره سبز می شود . حرکت ماشینها و از جا جنبیدنشان کمی زمان می خواهد؛ سرعت به 35 رسیده است، برای اینکه به ماشینهای جلویی نخورم باید نیش ترمزی بزنم  و می زنم، سرعت به 30 رسیده است، ولی سیل ماشینها روانست  و من هم بدنبالشان از چراغ می گذرم ؛ کیلومتر سوم هم طی شده است.
شیب ملایمی که جاده دارد باعث میشود سرعت اتومبیل حفظ شود ؛ مجبورم از سمت راست بروم، ماشین آخرین سیستمی اول چراغ می دهد، بعد بوق می زند و با عصبانیت از کنارم می گذرد؛ خود را از همه جهت در خطر قرار داده ام ، با این سرعت در جاده رفتن هم خطر تصادم از جلو را دارد و هم تصادف از پشت. اینگونه با آرامش رفتن ، نوعی رها شدن است، بی هیچ عجله و شتابی.
کیلومتر چهارم هم طی شده است و اکنون زیر گذری دیگر ،سرعت 35است. با سرازیر شدن   سرعت بالا می رود و با رسیدن به سر بالایی  کاستی می گیرد؛حالا سرعت 25 است. دیگر باید کاملاً از سمت راست بروم. اگر ماشینی توقف کرده باشد و بخواهد مسافری را سوار یا پیاده کند ؛ کارم سخت تر می شود . نرسیده به یک زیر گذر  کیلومتر پنج هم  ثبت شده است.
  کم مانده که رکورد را بشکنم ؛ مشکل فقط این زیر گذر است شیب تندی دارد . سرعت ماشین زیاد می شود ،تا سرازیری تمام شود  45 کیلومتر  در ساعت سرعت دارم و شروع به بالا رفتن از شیب می کنم ، اوایلش را خوب می روم ولی هر چه به  آخر سر بالایی نزدیک می شوم سرعت ماشین کم و کمتر می شود. در حالیکه نگاهم به سرعت سنج است که از 20 هم پایین تر آمده است ؛ ناگاه صدای مهیبی می شنوم . دیگر چیزی نمی فهمم . بازی تمام شده است. خلاص.   
                                                                           نوزدهم تیرماه هشتاد
                                                                       باز نویسی سی ام آبانماه 89

۲ نظر:

  1. این مساله توقف پشت چراغ و طی مسیری مشترک با ماشینهای دیگر موضوعی بوده که همیشه ذهن مرا هم به خود مشغول داشته و برایمجالب بوده و تو اینکارو کرده ای. فقط در پاراگراف اول با آوردن بازی را باخته ای دستت رو رو کرده ای
    نوشته های اخیرت از استحکام بیشتری برخوردارند در مورد از گذشته نوشتن من مسئله دارم و نظر تو یا دوستانی که نوشتن در باره گذشته را قبول ندارید . قبول ندارم و به فرصتی دیگر واگذار می کنم

    پاسخ دادنحذف
  2. پیرامون گذشته بحث بسیار است.غرض شخص من این نیست که راجع به آن ننویسم،اما تلاشم این است که توجه به گذشته باعث نشودکه ازامروزمان غافل شویم.نوشته های اولیه نوعی افراط در این زمینه را نشان میدادند.هنوز خیلی حرفها دارم که باید راجع به آنچه رفته است بزنم،اما این کاررا بتدریج انجام خواهم داد.

    پاسخ دادنحذف