بچه؟بچه خودم بود.دختر بود.هفت هشت ماهه .با موهای
بور،صاف و کوتاه.لپ ها سرخ و تپل.بغلش کردم.بوسیدمش .
شیشه شیر را تکان دادم تاخوب قاطی بشود.سرش را توی
گودی آرنج دست چپم گذاشتم. شیشه را نزدیک دهانش
کردم.زبانش را بیرون آورد.دور لبانش کشید. نوک شیشه را
به دهان گرفت.مکید.لپ های سرخ وسفیدش پف می کرد.
جمع می شد . بیش از نصف شیشه را یک نفس خورد. با
زبانش نوک شیشه را پس زد.سرش را برگرداند. خندید.
دوباره نوک شیشه را به دهان گرفت. با دو دندان کوچک
پیشین اش گاز زد. دیگر نخورد. کمی صبر کردم. بلندش
کردم.سرش را روی شانه ام گذاشتم. باد گلو زد. محکم.
شانه ام خیس شد.نگاه کردم . سفید بود. به دستشویی
رفتم.شیر آب را باز کردم.دهانش را شستم. بالا آورد. این
بار بیشتر.
بور،صاف و کوتاه.لپ ها سرخ و تپل.بغلش کردم.بوسیدمش .
شیشه شیر را تکان دادم تاخوب قاطی بشود.سرش را توی
گودی آرنج دست چپم گذاشتم. شیشه را نزدیک دهانش
کردم.زبانش را بیرون آورد.دور لبانش کشید. نوک شیشه را
به دهان گرفت.مکید.لپ های سرخ وسفیدش پف می کرد.
جمع می شد . بیش از نصف شیشه را یک نفس خورد. با
زبانش نوک شیشه را پس زد.سرش را برگرداند. خندید.
دوباره نوک شیشه را به دهان گرفت. با دو دندان کوچک
پیشین اش گاز زد. دیگر نخورد. کمی صبر کردم. بلندش
کردم.سرش را روی شانه ام گذاشتم. باد گلو زد. محکم.
شانه ام خیس شد.نگاه کردم . سفید بود. به دستشویی
رفتم.شیر آب را باز کردم.دهانش را شستم. بالا آورد. این
بار بیشتر.
زن؟ زنم بود.آمد.بچه را از بغلم گرفت.ابروهای پیوسته اش
را تکان داد. چشم های میشی اش را بست. دوباره باز
کرد. رویش را برگرداند.موهایش صاف بود.کوتاه.گفت:
را تکان داد. چشم های میشی اش را بست. دوباره باز
کرد. رویش را برگرداند.موهایش صاف بود.کوتاه.گفت:
"من میرم لباس بچه را عوض کنم،ببریمش دکتر.ماشین رو
روشن کن."
روشن کن."
ماشین؟ رنو بود. رنوی دو در قرمز مدل پنجاه و پنج. از آن
رنوها که می گفتند مونتاژ خود فرانسه است.جلوی در
نگه داشته بودم. اما نبود. جلوی در نبود.
به دور وبر نگاه کردم.نبود.آنور خیابان هم نبود.کجا گذاشته
بودمش؟
رنوها که می گفتند مونتاژ خود فرانسه است.جلوی در
نگه داشته بودم. اما نبود. جلوی در نبود.
به دور وبر نگاه کردم.نبود.آنور خیابان هم نبود.کجا گذاشته
بودمش؟
مرد؟صافکار سر کوچه مان بود. با یک مرد بلند قد صحبت
می کرد .از کوسه حرف می زد.نزدیک رفتم.پرسیدم:
می کرد .از کوسه حرف می زد.نزدیک رفتم.پرسیدم:
"آقا یه رنوی قرمز دو در ندیدین؟ همین جا پارکش کرده
بودم."
بودم."
مردخندید:"همین الان صحبت رنوی شما بود.کوسه بردش."
نگاهش کردم.شوخی داشتیم؟
:"ما به این پسر جوونا که سوار ماشین بابا هاشون می شن،
می گیم کوسه. یکی شون یه ساعت پیش با باد ب ام و
ایکس سه اش ، رنو قرمز تون رو انداخت تو جوب. بعد یه
جرثقیل اومد ماشینو برد پارکینگ. خداییش رنوی تمیزی بود.
نگاش کردم به جز در جلو سمت شاگرد هیچ جاش رنگ
نشده بود.کوسه هه کاری کرد بقیه جاهاشم رنگ بخوره.
عوض اش میشه نوو نوو.
می گیم کوسه. یکی شون یه ساعت پیش با باد ب ام و
ایکس سه اش ، رنو قرمز تون رو انداخت تو جوب. بعد یه
جرثقیل اومد ماشینو برد پارکینگ. خداییش رنوی تمیزی بود.
نگاش کردم به جز در جلو سمت شاگرد هیچ جاش رنگ
نشده بود.کوسه هه کاری کرد بقیه جاهاشم رنگ بخوره.
عوض اش میشه نوو نوو.
نگاهش کردم.مرد کی بود؟رنوی دو در مال من بود؟زن چی؟
زنم بود؟ و بچه؟
زنم بود؟ و بچه؟
چهاردهم فروردین نود
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر